خوانش تحلیلی از معارف اعتقادی، اخلاقی و تربیتی حدیث کساء

شکوه ملکوتی حدیث کساء؛ سفری از آسمان تا زمین با حضرت زهرا (س)

این نوشتار می‌کوشد معارف اعتقادی، اخلاقی و تربیتی حدیث کساء را چنان بازخوانی کند که پیوند عمیق این حدیث با جایگاه الهی حضرت زهرا (س) آشکار شود و ردّ پای این معارف در زندگی امروز نمایان گردد. هدف آن است که حدیث کساء، از یک روایت خواندنی فراتر رود و به نقشهٔ راهی برای شناخت حضرت زهرا (س) و الگوگیری از او تبدیل شود.
روز گذشته، ساعت 2:36
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: قربان منتظمی
موارد بیشتر برای شما
شکوه ملکوتی حدیث کساء؛ سفری از آسمان تا زمین با حضرت زهرا (س)
مقدمه:
بیان مسئله:
حدیث کساء، یکی از مشهورترین و معتبرترین روایات دربارهٔ مقام و منزلت حضرت زهرا (س) و اهل بیت پیامبر (ص) است. این حدیث، نه تنها در منابع شیعه، بلکه در منابع معتبر اهل سنت نیز نقل شده و در حدّ تواتر از معصومین (ع) روایت شده است.
 
 اما این حدیث، تنها یک روایت تاریخی نیست؛ یک گنجینهٔ سرشار از معارف اعتقادی، اخلاقی و تربیتی است که هر جمله و هر فراز آن، دریچه‌ای به معرفت اهل بیت (ع) می‌گشاید. از شکوه آسمانی اجازه‌گیری جبرئیل تا لطیفهٔ غم‌بار قلم و دوات، از گفت‌وگوی صمیمی خانوادگی تا نزول آیهٔ تطهیر، همهٔ اینها در یک حدیث کوتاه گرد آمده‌اند.
 
پرسش اصلی این نوشتار آن است که حدیث کساء، چه معارفی را در خود جای داده و حضرت زهرا (س) چه جایگاهی در این معارف دارد؟ نوشتار حاضر می‌کوشد با تکیه بر متن حدیث و منابع معتبر، این معارف را در ده بخش موضوعی تبیین کند و نشان دهد که حدیث کساء، یک روایت منفرد و شاذ نیست، بلکه یک سند متواتر و یک گنجینهٔ زنده از معارف است.
 
ضرورت مسئله:
ضرورت پرداختن به این موضوع، از آنجا ناشی می‌شود که حدیث کساء، در طول تاریخ، همواره مورد هجمهٔ کسانی بوده که می‌کوشیدند در سند یا محتوای آن خدشه وارد کنند. در چنین شرایطی، شناخت معارف اعتقادی، اخلاقی و تربیتی این حدیث، یک وظیفهٔ دینی و تاریخی است.
 
ضرورت دیگر آن است که بسیاری از مسلمانان، حدیث کساء را تنها یک حادثهٔ خانوادگی می‌دانند و از پیام‌های عمیق آن غافل‌اند. در حالی که این حدیث، هم سند عصمت اهل بیت (ع) است، هم نام‌های حضرت زهرا (س) را با حکمت خاصی بیان می‌کند، و هم فضایل بی‌نظیر او را به تصویر می‌کشد. نوشتار حاضر، با تکیه بر متن حدیث، این ابعاد را روشن می‌کند.
 
اهداف مقاله:
این نوشتار می‌کوشد معارف اعتقادی، اخلاقی و تربیتی حدیث کساء را چنان معرفی کند که خواننده، پیوند عمیق این حدیث را با جایگاه الهی حضرت زهرا (س) دریابد و ردّ پای این معارف را در زندگی فردی و اجتماعی خود بیابد.
 
هدف آن است که حدیث کساء، نه فقط یک روایت خواندنی، بلکه یک نقشهٔ راه برای شناخت حضرت زهرا (س) و الگوگیری از او باشد. و خواننده در پایان، احساس کند که این حدیث، یک گنجینهٔ زنده از معارف و فضایل است که می‌تواند مسیر زندگی او را روشن کند.
 

شکوه ملکوتی حدیث کساء؛ سفری از آسمان تا زمین با حضرت زهرا (س)

بخش اول: حضرت زهرا (س) و شکوه آسمانی حدیث کساء

پرسش چالشی: چرا حادثهٔ کساء، حتی فرشتگان آسمان را نیز به شوق حضور در آن واداشته است؟
 ۱. اجازهٔ جبرئیل از خداوند
حادثهٔ کسائیه، به اندازه‌ای مهم و باعظمت بوده که جبرئیل، فرشتهٔ امین وحی، نیز از خداوند می‌خواهد تا تحت کساء قرار گیرد و از اصحاب کساء محسوب شود: «فَقالَ جِبْرَائِیلُ یا رَبِّ أَتَأْذَنُ لِی أَنْ أَهْبِطَ إِلَی الْأَرْضِ لِأَکُونَ مَعَهُمْ سَادِساً فَقالَ اللهُ نَعَمْ قَدْ أَذِنْتُ لَکَ فَهَبَطَ الْأَمِینُ جِبْرَائِیلُ...»؛ پس جبرئیل گفت: پروردگارا، آیا به من اجازه می‌دهی به زمین فرود آیم تا ششمین نفر با آنان باشم؟ خداوند فرمود: بله، به تو اجازه دادم. پس جبرئیل امین فرود آمد... [۱].
 
این درخواست، نشان‌دهندهٔ عظمت حادثهٔ کساء است. جبرئیل که خود فرشتهٔ وحی و از مقربان الهی است، آرزو می‌کند در جمع پنج تن آل عبا قرار گیرد. گویی این جمع، آن‌قدر ارزشمند است که حتی فرشتهٔ مقرب الهی نیز خود را شایستهٔ حضور در آن نمی‌بیند و از خداوند اجازه می‌طلبد.
 
این اجازه‌خواهی، یک درس بزرگ برای انسان دارد: اگر فرشتهٔ مقرب الهی برای حضور در جمع اهل بیت (ع) اجازه می‌طلبد، انسان نیز باید برای نزدیک شدن به این خاندان، ادب و تواضع را رعایت کند. و این، نخستین درس حادثهٔ کساء است.
 
۲. ادب جبرئیل در ورود
جبرئیل بعد از آنکه با احترام و ادب خاص از پروردگار متعال اجازه می‌گیرد، به احترام رسول خدا (ص) پس از سلام به آن حضرت، از ایشان نیز اجازهٔ ورود تحت کساء را می‌گیرد؛ زیرا ادب اقتضا می‌کند که از صاحبخانه نیز اجازه بگیرند: «وَ قالَ السَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ اللهِ... فَهَلْ تَأْذَنُ لِی یا رَسُولَ اللهِ فَقالَ رَسُولُ اللهِ وَ عَلَیْکَ السَّلامُ یا أَمِینَ وَحْیِ اللهِ إِنَّهُ نَعَمْ قَدْ أَذِنْتُ لَکَ...»؛ و گفت: سلام بر تو ای رسول خدا... آیا به من اجازه می‌دهی ای رسول خدا؟ رسول خدا فرمود: و بر تو سلام ای امین وحی خدا، بله، به تو اجازه دادم... [۲].
 
این رفتار جبرئیل، یک درس ادب برای همهٔ مؤمنان است. او با اینکه از سوی خداوند اجازه گرفته بود، اما از پیامبر (ص) نیز اجازه می‌گیرد. زیرا صاحبخانه، پیامبر (ص) است و ادب ورود به خانهٔ او، اجازه گرفتن از اوست. این، نشان می‌دهد که ادب، تنها در برابر خداوند نیست؛ در برابر اولیای الهی نیز باید رعایت شود.
 
۳. ساکنان آسمان‌ها
از حدیث کساء استفاده می‌شود که در آسمان‌ها و کهکشان‌ها موجودات زنده‌ای وجود دارند و در آنجا زندگی می‌کنند و سکونت دارند: «وَ یا سُکّانَ سَماواتِی...»؛ و ای ساکنان آسمان‌های من... [۳]. این تعبیر، نشان می‌دهد که آسمان‌ها خالی از موجودات زنده نیستند و ساکنانی دارند که خداوند آنان را مورد خطاب قرار می‌دهد. در دعای سوم صحیفهٔ سجادیه نیز به این موضوع اشاره شده است.
 
این نکته، یک بُعد هستی‌شناسانه مهم دارد: جهان هستی، تنها به زمین و انسان محدود نمی‌شود؛ موجودات زندهٔ دیگری نیز در آسمان‌ها وجود دارند که از حادثهٔ کساء آگاه‌اند و در آن حضور دارند. و این، نشان‌دهندهٔ عظمت حادثه‌ای است که نه تنها زمینیان، بلکه آسمانیان نیز در آن شریک‌اند.
 
حضرت زهرا (س)، محور این حادثهٔ آسمانی است. او نه تنها در زمین، بلکه در آسمان‌ها نیز شناخته شده است و ساکنان آسمان‌ها، او را می‌شناسند و در حادثهٔ کساء، شاهد عظمت او هستند. و این، نشان‌دهندهٔ جایگاه والای حضرت زهرا (س) در نظام آفرینش است.
 
۴. از آسمان تا زمین
حادثهٔ کساء، یک حادثهٔ زمینی نیست؛ یک حادثهٔ آسمانی است که زمین و آسمان را به هم پیوند می‌دهد. جبرئیل از آسمان فرود می‌آید، از خداوند و پیامبر (ص) اجازه می‌گیرد، و ساکنان آسمان‌ها شاهد این حادثه هستند. و در مرکز این حادثه، حضرت زهرا (س) قرار دارد.
 
این پیوند آسمان و زمین، نشان‌دهندهٔ آن است که حضرت زهرا (س) نه تنها برای زمینیان، بلکه برای آسمانیان نیز الگو و اسوه است. او در زمین، دختر پیامبر (ص) و همسر علی (ع) است؛ و در آسمان، محور حادثه‌ای است که فرشتگان آرزوی حضور در آن را دارند.
 
۵. از شکوه تا اطمینان
حادثهٔ کساء، به اندازه‌ای باعظمت است که جبرئیل از خداوند اجازه می‌گیرد در آن حضور یابد و ساکنان آسمان‌ها شاهد آن هستند. این شکوه آسمانی، به انسان اطمینان می‌دهد که حضرت زهرا (س) و اهل بیت (ع) جایگاهی دارند که نه تنها زمینیان، بلکه آسمانیان نیز آن را می‌شناسند.
 
و این، همان درسی است که بخش اول حدیث کساء به ما می‌آموزد: حضرت زهرا (س) محور حادثه‌ای است که آسمان و زمین را به هم پیوند می‌دهد. او نه تنها یک زن زمینی، بلکه یک بانوی آسمانی است که فرشتگان آرزوی حضور در جمع او را دارند.
 

بخش دوم: حضرت زهرا (س) و راز واژه‌ها در حدیث کساء

پرسش چالشی: چرا در حدیث کساء، از تعبیر «اهل بیت» استفاده شده و نه «آل بیت»؟ و چرا این حدیث با نام حضرت زهرا (س) آغاز و با «رب الکعبه» پایان می‌یابد؟
۱. اهل بیت، نه آل بیت
 در حدیث کساء دربارهٔ فضایل اهل بیت (ع)، تعبیر «اهل البیت» به کار رفته، نه «آل البیت»: «اللَّهُمَّ إِنَّ هؤُلاءِ أَهْلُ بَیْتی...»؛ خدایا، اینان اهل بیت من هستند [۴]. زیرا «آل» مفهوم «اهل» را ندارد. چنان‌که دربارهٔ پسر حضرت نوح (ع) نیز تلویحاً به این موضوع اشاره شده و پسر نوح به عنوان اهل بیت حضرت نوح از سوی خداوند قبول نشد: «إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ»؛ همانا او از اهل تو نیست [۵].
 
این تفاوت، بسیار مهم است. «آل» به معنای خاندان و دودمان است و شامل همهٔ کسانی می‌شود که نسبتی خونی با شخص دارند. اما «اهل» به معنای شایسته و سزاوار است و شامل کسانی می‌شود که علاوه بر نسبت خونی، شایستگی معنوی نیز دارند. بنابراین، «اهل بیت» در این حدیث، تنها به پنج تن آل عبا اشاره دارد که شایستگی معنوی و عصمت دارند، نه همهٔ خاندان پیامبر (ص).
 
۲. دفع شیاطین و حضور ملائکه
حدیث کساء باعث دور شدن شیاطین و حضور ملائکه می‌شود: «وَ حَفَّتْ بِهِمُ الْمَلائِکَةُ...»؛ و فرشتگان آنان را در میان گرفتند [۶]. این جمله، نشان‌دهندهٔ برکت و رحمتی است که با خواندن حدیث کساء نازل می‌شود. شیاطین دور می‌شوند و فرشتگان حاضر می‌شوند.
 
این اثر، نه یک اثر نمادین، بلکه یک اثر واقعی است. حدیث کساء، یک ذکر و یک توسل است و ذکر اهل بیت (ع)، انسان را به خدا نزدیک می‌کند و شیاطین را از او دور می‌سازد. و حضرت زهرا (س) محور این ذکر است؛ زیرا حدیث کساء از زبان او نقل شده و او راوی و محور اصلی آن است.
 
۳. آغاز با فاطمه، پایان با رب الکعبه
حدیث کساء با «أُمُّ الأَئِمَّة» آغاز می‌شود: «عَنْ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ علیها السّلام» و با «أُمُّ الْقُری» پایان می‌یابد: «رَبِّ الْکَعْبَةِ». این تقارن، بسیار زیباست. حدیث با نام حضرت زهرا (س) آغاز می‌شود و با سوگند به پروردگار کعبه پایان می‌یابد.
 
کعبه، «أُمُّ الْقُری» است و همهٔ فکرها و فطرت‌ها به سوی آن روانه است. حضرت زهرا (س) نیز «أُمُّ الأَئِمَّة» است و همهٔ امامان از نسل او هستند. بنابراین، آغاز حدیث با «أُمُّ الأَئِمَّة» و پایان آن با «أُمُّ الْقُری»، یک پیوند معنوی زیبا میان حضرت زهرا (س) و کعبه ایجاد می‌کند. گویی حضرت زهرا (س) کعبهٔ دل‌های مؤمنان است، همان‌گونه که کعبه، قبلهٔ مسلمانان است.
 
۴. از واژه‌ها تا پیام
واژه‌های حدیث کساء، تنها یک انتخاب ادبی نیستند؛ هر یک، پیامی دارند. «اهل بیت» نشان‌دهندهٔ شایستگی معنوی پنج تن است. «حَفَّتْ بِهِمُ الْمَلائِکَةُ» نشان‌دهندهٔ برکت و رحمت این حدیث است. و «أُمُّ الأَئِمَّة» تا «رَبِّ الْکَعْبَة» نشان‌دهندهٔ پیوند حضرت زهرا (س) با کعبه و قبلهٔ مسلمانان است.
 
این واژه‌ها، به انسان اطمینان می‌دهند که حدیث کساء، یک متن حکیمانه و الهی است که هر کلمهٔ آن، با دقت و حکمت انتخاب شده است. و حضرت زهرا (س) در مرکز این واژه‌ها قرار دارد؛ او هم راوی حدیث است، هم محور آن، و هم کسی که نامش با آغاز و پایان حدیث گره خورده است.
 
۵. از راز واژه‌ها تا اطمینان
حدیث کساء، با واژه‌هایی حکیمانه آغاز و پایان می‌یابد. «اهل بیت» نشان‌دهندهٔ شایستگی معنوی، «حَفَّتْ بِهِمُ الْمَلائِکَةُ» نشان‌دهندهٔ برکت، و «أُمُّ الأَئِمَّة» تا «رَبِّ الْکَعْبَة» نشان‌دهندهٔ پیوند حضرت زهرا (س) با کعبه است.
 
و این، همان درسی است که بخش دوم حدیث کساء به ما می‌آموزد: حضرت زهرا (س) نه تنها راوی حدیث کساء، بلکه محور آن است و نامش با آغاز و پایان این حدیث گره خورده است.
 
بخش سوم: حضرت زهرا (س) و گفت‌وگوی خانوادگی در حدیث کساء
پرسش چالشی: چگونه حدیث کساء، یک گفت‌وگوی چندلایه و صمیمی خانوادگی را با محوریت حضرت زهرا (س) به تصویر می‌کشد؟
 ۱. دعای آغازین
حدیث کساء با دعای حضرت زهرا (س) و سخنان شیرین او آغاز می‌شود: «أُعیذُکَ بِاللهِ»؛ تو را به خدا پناه می‌دهم [۷]. این دعا، نخستین جملهٔ حضرت زهرا (س) در حدیث است و نشان‌دهندهٔ ارتباط عمیق او با خداوند و محبت او به پدرش است.
 
این دعا، یک دعای ساده نیست؛ یک پناهندگی به خداوند است. حضرت زهرا (س) با دیدن ضعف پدر، به خدا پناه می‌برد و از او می‌خواهد که پدرش را از ضعف و سستی حفظ کند. و این، نشان‌دهندهٔ جایگاه حضرت زهرا (س) به‌عنوان واسطهٔ فیض و دعا برای اهل بیت (ع) است.
 
۲. گفت‌وگوهای چندلایه
حدیث کساء، یک گفت‌وگوی جامع و شگفت‌انگیز عارفانه، حکیمانه، تربیتی، عاطفی و صمیمی و خانوادگی در نهایت صفا و صمیمیت و با کلمات محبت‌آمیز با محوریت امامت و رهبری اهل البیت (ع) و آیهٔ تطهیر است [۸]. این گفت‌وگو، چندلایه است: گفت‌وگوی پیامبر (ص) با فاطمه (س) (پدر و دختر)، گفت‌وگوی فاطمه (س) با امام حسن (ع) و امام حسین (ع) (مادر و فرزند)، گفت‌وگوی فاطمه (س) با علی (ع) (زن و شوهر)، گفت‌وگوی پیامبر (ص) با علی (ع)، گفت‌وگوی خدا با پیامبر (ص) و بالاخره گفت‌وگوی خدا با ملائکه و جبرائیل و سکان آسمان‌ها.
 
این گفت‌وگوها، نه تنها یک حادثهٔ خانوادگی را روایت می‌کنند، بلکه هر یک، درسی از ادب، محبت و معرفت را به همراه دارند. و حضرت زهرا (س) در مرکز این گفت‌وگوها قرار دارد؛ او هم با پدر سخن می‌گوید، هم با فرزندان، هم با همسر، و هم شاهد گفت‌وگوی پیامبر (ص) با خدا و فرشتگان است. باب این گفت‌وگوها را پیامبر (ص) با سلام به حضرت زهرا (س) گشود.
 
۳. اشاره و استشمام
در حدیث شریف کساء، علاوه بر الفاظ و کلمات دلربا و جذاب، نمونه‌هایی از دیدن، اشاره کردن، استشمام و غیره نیز به چشم می‌خورد [۹]. برای مثال، به منظور معرفی اهل البیت (ع)، پیامبر (ص) در قالب کلمات دلنشینی فرمود: «اللَّهُمَّ إِنَّ هؤُلاءِ أَهْلُ بَیْتی...» سپس با عمل نیز همین موضوع را تأیید و آشکار فرمود: «أَخَذَ أَبی رَسُولُ اللهِ بِطَرَفَی الْکِساءِ وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ الْیُمْنی إِلَی السَّماءِ...»؛ پدرم رسول خدا دو طرف کساء را گرفت و با دست راست به آسمان اشاره کرد...
 
همچنین حضرت زهرا (س) علاوه بر گفت‌وگوهای عاطفی با پدر بزرگوار، به دیدن نور نبوت و نور ظاهری و باطنی پیامبر (ص) نیز اشاره فرمود: «وَ صِرْتُ أَنْظُرُ إِلَیْهِ وَ إِذا وَجْهُهُ یَتَلالَؤُ کَأَنَّهُ الْبَدْرُ فی لَیْلَةِ تَمامِهِ وَ کَمالِهِ»؛ و شروع کردم به او نگاه کردن، در حالی که صورتش می‌درخشید گویی در شب کامل و تمام است. در چند مورد نیز به استشمام و احساس بوی خوش (رائِحَةٌ طَیِّبَةٌ) اشاره شده است. بنابراین در حدیث کساء علاوه بر انتقال مطالب مختلف به وسیلهٔ کلمات و مجموعهٔ الفاظ، موضوع استشمام، احساس دیدن باطن، حرکت دست و اشاره به آسمان و... نیز وجود دارد.
 
۴. از گفت‌وگو تا معرفت
این گفت‌وگوها و اشاره‌ها، تنها یک روایت عاطفی نیستند؛ هر یک، دریچه‌ای به معرفت اهل بیت (ع) هستند. سلام پیامبر (ص) به حضرت زهرا (س)، ادب و محبت را نشان می‌دهد. اجازه گرفتن فرزندان از پیامبر (ص)، احترام به بزرگ‌تر را نشان می‌دهد. و اشارهٔ پیامبر (ص) به آسمان، پیوند زمین و آسمان را در این حادثه نشان می‌دهد.
 
حضرت زهرا (س) در مرکز این گفت‌وگوها، نه تنها یک شنونده، بلکه یک راوی و یک محور است. او با دقت، همهٔ این لحظات را ثبت کرده و به نسل‌های بعدی منتقل کرده است. و این، نشان‌دهندهٔ جایگاه او به‌عنوان حافظ و راوی معارف اهل بیت (ع) است.
 
۵. از صمیمیت تا معرفت
حدیث کساء، یک گفت‌وگوی صمیمی خانوادگی است که در آن، حضرت زهرا (س) محور ارتباط میان پدر، همسر و فرزندان است. این گفت‌وگو، با دعای او آغاز می‌شود، با سلام و اجازه گرفتن فرزندان ادامه می‌یابد، و با اشارهٔ پیامبر (ص) به آسمان و نزول آیهٔ تطهیر به اوج می‌رسد.
 
و این، همان درسی است که بخش سوم حدیث کساء به ما می‌آموزد: حضرت زهرا (س) نه تنها راوی حدیث کساء، بلکه محور یک گفت‌وگوی صمیمی خانوادگی است که هر لحظهٔ آن، درسی از ادب، محبت و معرفت را به همراه دارد.
 

بخش چهارم: حضرت زهرا (س) و گسترهٔ رحمت در حدیث کساء

پرسش چالشی: آیا رحمت و برکات حدیث کساء، تنها به حاضران در آن مجلس اختصاص دارد یا گسترهٔ آن، همهٔ شیعیان و محبان حضرت زهرا (س) را در بر می‌گیرد؟
 ۱. گستردگی رحمت
بشارت‌ها و نزول رحمت الهی که در حدیث کساء به آن اشاره شده، تنها به حضور در محفل خاص و خواندن حدیث کساء و حتی وجود انسان اختصاص ندارد، بلکه اگر شیعه‌ای محب اهل بیت (ع) باشد: «وَ مُحِبّینا»؛ و دوستداران ما، یا به طور کلی در محفل نباشد بلکه شخص به تنهایی حدیث شریف را بخواند یا حتی از جنس انسان هم نباشد بلکه جن باشد: «فی مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ أَهْلِ الْأَرْضِ»؛ در مجلسی از مجالس اهل زمین، در تمام موارد مذکور: «ما ذُکِرَ خَبَرُنا هذا...»؛ این خبر ما یاد نشود...، مشمول رحمت الهی خواهد بود؛ زیرا دایرهٔ اثرگذاری این حدیث، بسیار وسیع و گسترده است [۱۰].
 
این گستردگی، نشان‌دهندهٔ آن است که حدیث کساء، یک ذکر جهانی و فراانسانی است. نه به مکان خاصی محدود می‌شود، نه به زمان خاصی، و نه حتی به جنس انسان. هر کس که با این حدیث ارتباط برقرار کند، مشمول رحمت الهی می‌شود. و حضرت زهرا (س) محور این رحمت است؛ زیرا حدیث کساء از زبان او نقل شده و او راوی و واسطهٔ این فیض است.
 
۲. بهترین مصداق
در عین حال، چنان که از مضمون حدیث استفاده می‌شود، بهترین مصداق کلمات و مفاهیم حدیث کساء آن است که جمعی از شیعیان و محبین (مهمومین و مغمومین و حاجت‌مندان) در مجلس و محفل ذکر اهل بیت، به ذکر آنان و قرائت حدیث کساء بپردازند: «ما ذُکِرَ خَبَرُنا هذا فی مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ أَهْلِ الْأَرْضِ وَ فیهِ جَمْعٌ مِنْ شِیعَتِنا وَ مُحِبّینا...»؛ این خبر ما در مجلسی از مجالس اهل زمین که گروهی از شیعیان و دوستان ما در آن باشند، یاد نشود... [۱۱]. و با توسل به اهل بیت (ع) حاجات خود را از خداوند بخواهند و بدین وسیله هم و غم را از درون خویش بزدایند.
 
این مصداق، نشان می‌دهد که حدیث کساء، یک ذکر جمعی است که بهترین اثر را در جمع شیعیان و محبان دارد. و حضرت زهرا (س) در مرکز این جمع قرار دارد؛ زیرا او محور حدیث است و شیعیان با توسل به او، به خدا نزدیک می‌شوند.
 
۳. دعای مستجاب پیامبر (ص)
در حدیث کساء، پیامبر (ص) در پیشگاه پروردگار با دست راست خود به آسمان اشاره کرد و دعا نمود: «وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ الْیُمْنَی إِلَی السَّماءِ وَ قالَ اللَّهُمَّ... فَاجْعَلْ ۱_ صَلَواتِکَ ۲_ وَ بَرَکاتِکَ ۳_ وَ رَحْمَتَکَ ۴_ وَ غُفْرانَکَ ۵_ وَ رِضْوانَکَ عَلَیَّ وَ عَلَیْهِمْ ۶_ وَ أَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ ۷_ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهِیراً»؛
 
 و با دست راست خود به آسمان اشاره کرد و گفت: خدایا... پس قرار ده ۱_ صلواتت ۲_ و برکاتت ۳_ و رحمتت ۴_ و آمرزشت ۵_ و خشنودی‌ات را بر من و آنان ۶_ و پلیدی را از آنان دور کن ۷_ و آنان را پاکیزه گردان [۱۲]. متعاقب این هفت نوع دعا و تقاضاهای پیامبر (ص)، آیهٔ تطهیر نازل شد و بدین وسیله دعاهای پیامبر دربارهٔ اهل بیت (ع) مستجاب گردید.
 
این دومین دعای مستجاب در حدیث کساء است که یکی در آغاز حدیث بود؛ یعنی دعای مستجاب حضرت زهرا (س): «أُعیذُکَ بِاللهِ...» و دیگر در اینجا که دعای مستجاب پیامبر (ص) و نزول آیهٔ تطهیر است. بنابراین، حدیث کساء دو دعای مستجاب دارد: یکی از حضرت زهرا (س) و دیگری از پیامبر (ص). و این، نشان‌دهندهٔ جایگاه والای حضرت زهرا (س) است که دعایش در کنار دعای پیامبر (ص) قرار گرفته است.
 
۴. تعالیم سه‌گانه
در حدیث شریف کساء به مجموعهٔ تعالیم دینی که در سه بخش اعتقادی، اخلاقی و احکام و آداب خلاصه می‌شود، در ابعاد مختلف اشاره شده است [۱۳].
 
 برای مثال، دربارهٔ توحید و پناهندگی به خدا: «أُعیذُکَ بِاللهِ» و نیز در همین موضوع دربارهٔ اخترشناسی، کیهان‌شناسی، زمین‌شناسی، فلک، دریا و تأمل و توجه به آیات عظیم الهی: «سُکّانَ سَماواتِی... سَماءً مَبْنِیَّةً وَ لا أَرْضاً مَدْحِیَّةً وَ لا قَمَراً مُنیراً وَ لا شَمْساً مُضِیئَةً وَ لا فَلَکاً یَدُورُ وَ لا بَحْراً یَجْرِی وَ لا فُلْکاً یَسْرِی»؛ ساکنان آسمان‌های من... آسمان بنا شده و نه زمین گسترده و نه ماه تابان و نه خورشید درخشان و نه فلک چرخان و نه دریای روان و نه کشتی در جریان، تعابیری ذکر شده که مفاهیم توحیدی بسیار مهمی در آنها نهفته است.
 
با تعمق در بحر عمیق این کلمات، نور توحید در وجود انسان تقویت می‌گردد؛ به‌ویژه «أَرْضاً مَدْحِیَّة» و «دَحْوُ الْأَرْضِ» یا کلمهٔ «قمر و شمس» که شامل همهٔ اقمار و کل شموس می‌شود، یا «بَحْراً یَجْرِی» که به جزر و مد دریاها یا صعود به آسمان و هبوط به زمین و تبخیر آب و مسئلهٔ باران اشاره دارد.
 
 مجموعهٔ این تعبیرهای بلند (شمس، قمر، فلک، فلک) در سورهٔ یس و آیات دیگر قرآن نیز آمده است؛ مانند: «فی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ»؛ در کشتی پر، یا «فَلَکٍ یَسْبَحُونَ»؛ در فلکی شناورند، یا «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها»؛ سوگند به خورشید و روشنی‌اش و سوگند به ماه وقتی که از پی آن آید [۱۴].
 
۵. از رحمت تا اطمینان
حدیث کساء، گسترهٔ رحمتی دارد که همهٔ شیعیان و محبان حضرت زهرا (س) را در بر می‌گیرد. این رحمت، نه به مکان خاصی محدود می‌شود، نه به زمان خاصی، و نه حتی به جنس انسان. و بهترین مصداق آن، جمع شیعیان در مجلس ذکر اهل بیت (ع) است.
 
و این، همان درسی است که بخش چهارم حدیث کساء به ما می‌آموزد: حضرت زهرا (س) محور رحمتی است که همهٔ شیعیان و محبان را در بر می‌گیرد. و هر کس که با این حدیث ارتباط برقرار کند، مشمول این رحمت می‌شود.
 

بخش پنجم: حضرت زهرا (س) و اسرار جسم و جان در حدیث کساء

 پرسش چالشی: چرا پیامبر (ص) ضعف بدن خود را تنها با حضرت زهرا (س) در میان گذاشت و اصرار داشت که اهل بیت خاص، زیر کساء جمع شوند؟
۱. ضعف بدن پیامبر (ص)
در حدیث شریف کساء، پیامبر (ص) فرمود: «إِنِّی أَجِدُ فِی بَدَنِی ضُعْفاً»؛ من در بدنم ضعفی احساس می‌کنم [۱۵]. کلمهٔ «بَدَنِی» توهم هر نوع بیماری روحی و نفسی را رفع و دفع می‌کند؛ زیرا پیامبر (ص) در جریان کسائیه، یک ضعف داشته که با دعای حضرت زهرا (س) آن ضعف جسمی برطرف گردید. در قرآن نیز مشابه این موضوع دربارهٔ حضرت ابراهیم (ع) آمده که خداوند از زبان ابراهیم (ع) فرموده: «إِنِّی سَقِیمٌ»؛ من بیمارم [۱۶].
 
این ضعف، نه یک بیماری جسمی معمولی، بلکه یک حالت روحی و معنوی بود که با نزول وحی و آیهٔ تطهیر بر پیامبر (ص) عارض شده بود. چنان‌که وقتی پیامبر (ص) بعد از نزول اولین آیات الهی از کوه حرا به منزل آمد، حالاتی مشابه بر وجود نازنینش عارض شد. بنابراین، این ضعف، نشانهٔ عظمت وحی و سنگینی بار رسالت بود، نه یک بیماری عادی.
 
۲. تصریح به اهل بیت خاص
در حدیث شریف کساء، پیامبر (ص) به نام مقدس اهل بیت (چهار نفر) تصریح نمود تا توهم نشود زنان پیامبر هم جزء اهل بیت‌اند: «اللَّهُمَّ إِنَّ هؤُلاءِ أَهْلُ بَیْتِی... هُمْ فاطِمَةُ وَ أَبُوها وَ بَعْلُها وَ بَنُوها»؛ خدایا، اینان اهل بیت من هستند... آنان فاطمه و پدرش و همسرش و پسرانش هستند [۱۷].
 
در این جمله از یک طرف کلمهٔ اهل بیت به کار رفته و از سوی دیگر نیز با تصریح به چهار نفر که با خود پیامبر (ص) پنج نفر می‌شوند، به اهل بیت خاص یعنی معصومین اشاره شده و بر این اساس مراد از اهل بیت، اهل بیت عام که زینب، ام کلثوم، علی اکبر، ابوالفضل (ع) هستند، نیست.
 
ابتکار پیامبر (ص) این بود که حصر آیه را به صورت عملی و خارجی تجسم نمود؛ به این نحو که وقتی ام‌سلمه خواست به زیر عبا وارد شود، پیامبر (ص) با رعایت احترام برای وی، او را از این عمل منصرف نمود و به او فرمود: «إِنَّکِ لَعَلی خَیْرٍ»؛ تو بر خیری. و با کشاندن عبا به دور اهل بیت خاص (خمسهٔ طیبه)، موضوع این آیه را عملاً و خارجاً به همان چند نفر اصحاب کساء (ع) منحصر فرمود.
 
۳. حکمت انتخاب کساء
ممکن است این سؤال به ذهن خطور کند که چرا پیامبر (ص) برای منظور و هدف مقدسی که داشت، کساء و گلیم را انتخاب فرمود؛ در صورتی که ممکن بود زیر سایهٔ درخت یا در اتاق یا در مسجد و امثال آن، برنامهٔ ایشان اجرا شود [۱۸]
 
. در پاسخ می‌توان اظهار داشت که شاید به این دلیل باشد که لباس یک مسئلهٔ عمومی و جهانی است و برای تمام مردم دنیا یک عامل پوشش است و مردم با آن در ارتباط هستند؛ در صورتی که زیر سایهٔ درخت یا امثال آن این عمومیت را ندارد.
 
 بنابراین همین پوشش عمومی و معمولی مردم می‌تواند موضوع کسائیهٔ پیامبر (ص) را تداعی کند و تقریب به ذهن گرداند و مردم از این رهگذر به هدف پیامبر (ص) که مسئلهٔ ولایت است آگاه شوند و از آن پوشش عام به پوشش خاص یعنی قضیهٔ کسائیه پی ببرند؛ همان‌طور که در واقعهٔ غدیر خم کنار آب به نوعی دیگر تداعی معانی می‌کند.
 
از سوی دیگر، نیز شاید علت این که کسای یمانی انتخاب شد نه کسای شامی یا عراقی، ضخیم بودن یا بلندتر و بزرگ‌تر بودن و مرغوبیت خاص آن بوده یا شاید هم جز آن کسای یمانی، گلیم دیگری در دسترس نبوده است. ضمناً فاء «فَغَطّینی» نیز فاء تفریع است؛ یعنی کسانی که قابل این پوشش هستند؛ مانند آن جا که حضرت زهرا (س) فرمود: «دَخَلَ عَلَیَّ أَبی، فَقالَ...» که فاء «فَقالَ» فاء تفریع است و نفرمود «و قال»؛ زیرا نکته‌ای در فاء هست که در واو نیست.
 
۴. از جسم تا جان
ضعف بدن پیامبر (ص)، تنها یک ضعف جسمی نبود؛ یک ضعف روحی و معنوی نیز بود. پیامبر (ص) با دیدن ضعف بدن خود، به یاد ضعف بدنهٔ اسلام افتاد و از حضرت زهرا (س) خواست تا با دعای خود، این ضعف را به قوت تبدیل کند. و حضرت زهرا (س) با دعای خود، این ضعف را برطرف کرد.
 
این حادثه، نشان‌دهندهٔ جایگاه حضرت زهرا (س) به‌عنوان واسطهٔ فیض و شفا است. او نه تنها در جسم، بلکه در جان نیز واسطهٔ فیض است. و این، همان درسی است که بخش پنجم حدیث کساء به ما می‌آموزد: حضرت زهرا (س) نه تنها دختر پیامبر (ص)، بلکه طبیب جان و جسم او نیز هست.
 
۵. از ضعف تا قوت
حدیث کساء، با ضعف بدن پیامبر (ص) آغاز می‌شود و با دعای حضرت زهرا (س) و استجابت آن، به قوت و درخشش چهرهٔ پیامبر (ص) می‌انجامد. این تحول، نه یک تحول جسمی، بلکه یک تحول معنوی است که نشان‌دهندهٔ جایگاه حضرت زهرا (س) در نظام آفرینش است.
 
و این، همان درسی است که بخش پنجم حدیث کساء به ما می‌آموزد: حضرت زهرا (س) نه تنها راوی حدیث کساء، بلکه واسطهٔ فیض و شفا برای اهل بیت (ع) است. و هر کس که به او توسل جوید، از ضعف به قوت می‌رسد.
 
بخش ششم: حضرت زهرا (س) و داروی معنوی در حدیث کساء
 پرسش چالشی: چگونه حدیث کساء، به دارویی معنوی برای رفع اضطراب و اندوه تبدیل می‌شود و چه کسی محور این دارو است؟
۱. داروی معنوی
حدیث کساء از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین داروهای معنوی و ضد افسردگی و اضطراب است: «فَرَّجَ اللهُ هَمَّهُ... وَ کَشَفَ اللهُ غَمَّهُ...»؛ خداوند اندوهش را برطرف می‌کند... و غمش را می‌گشاید... [۱۹]. ای کاش جامعهٔ اسلامی به همان اندازه‌ای که برای دردهای جسمی، روحی و روانی به داروهای عوارض‌ساز شیمیایی اعتماد داشت، به این عامل سرنوشت‌ساز معنوی به عنوان درمان دردهای معنوی پایبند بود.
 
این دارو، نه یک داروی شیمیایی با عوارض جانبی، بلکه یک داروی معنوی با اثرات پایدار است. حدیث کساء، با کلمات نورانی و محبت‌آمیز خود، آرامش را به قلب انسان بازمی‌گرداند و اندوه و اضطراب را از او دور می‌کند. و حضرت زهرا (س) محور این دارو است؛ زیرا حدیث کساء از زبان او نقل شده و او راوی و واسطهٔ این فیض است.
 
۲. آداب خواندن حدیث کساء
ظاهراً برای خواندن حدیث کساء آداب خاصی نیامده، اما به نظر می‌رسد با توجه به کلمات جذاب عاطفی آن، مانند فاطمه، زهرا، رسول الله، امّاه، أَشَمُّ رائحة طیبة و... اگر با صدای دلنشینی همراه با روشن نمودن عود و استفاده از عطر و گلاب و نشست جمعی از شیعیان در فضای سرسبز و خرم و در صورت امکان کنار آب و پوشیدن عبا انجام پذیرد، از نظر روانشناسی و آرامش روح و روان تأثیر بیشتری بر مخاطبان و خوانندگان داشته باشد [۲۰].
 
این آداب، نه یک آداب اجباری، بلکه یک آداب پیشنهادی است که به تأثیرگذاری بیشتر حدیث کمک می‌کند. حدیث کساء، یک حدیث عاطفی و خانوادگی است و با فضای عاطفی و معنوی، اثر بیشتری دارد. و حضرت زهرا (س) در مرکز این فضا قرار دارد؛ زیرا نام او، یادآور محبت و عاطفه است.
 
۳. سه نوع وجود حدیث کساء
حدیث شریف کساء از چند منظر قابل توجه و دارای چند نوع وجود است [۲۱]. نخست، وجود کتبی یا لفظی که الفاظ و کلمات نورانی آن مملو از زیبایی کلام و محبت‌آمیز و سرشار از بُعد عاطفی و جذابیت فراوان است؛ لذا زمزمهٔ کلمات شیرین آن و نیز نوشتن، خواندن و شنیدن و نیز همراه داشتن متن حدیث کساء مایهٔ خیر و برکت و آرامش انسان خواهد بود.
 
دوم، وجود ذهنی که در ذهن هر کس از شیعیان و محبان اهل بیت (ع) خمسهٔ طیبه جای دارد. جای داشتن اهل بیت (ع) در ذهن موجب آرامش، نورانیت دل و باطن و جان و صفای درون خواهد بود. حدیث کساء قلب و عقل انسان را صیقل می‌دهد و باعث شکوفایی عقل نیز خواهد گردید.
 
سوم، وجود ماهوی و عمق معانی و معارف ژرف و عالی حدیث کساء اعم از بُعد احساسی و حماسی و نیز بُعد ماهوی معرفتی و اعتقادی و تربیتی آن از ژرفای فراوانی برخوردار است.
 بنابراین جهت بهره‌مند شدن کامل از ابعاد مختلف حدیث شریف کساء:

 اولاً در خواندن و نوشتن و استماع آن دقت شود که به طور صحیح و بی‌غلط ادا شود.
 ثانیاً تصور ذهنی آن به محوریت آن مقرون گردد؛ زیرا محور آن ذکر فضائل اهل بیت (ع) است که ذکر اهل بیت (ع) انسان را به ذکر حقیقی خداوند منتقل می‌سازد: «ذِکْرُنا ذِکْرُ اللهِ»؛ یاد ما یاد خداست.
 ثالثاً به عمق محتوا و بُعد ماهوی حدیث با نگاه حماسی و فکری و اعتقادی توجه شود تا از این رهگذر زندگی دینی، حال و هوای محبتی و ولایتی پیدا کند.
 
۴. سوگند به رب الکعبه
در سوگند یا قسم خوردن چند چیز قابل توجه است: اول موضوعی که برای آن سوگند یاد می‌شود (معمولاً برای چیز مهم قسم می‌خورند). دوم کسی که سوگند می‌خورد (معمولاً قسم انسان بزرگوار و محترم معتبر است، نه هر کسی). سوم به چیزی که از آن سوگند یاد می‌شود (آن چیز نیز باید مهم و ارزشمند باشد؛ مثلاً در قرآن مجید خداوند در سورهٔ تین به چهار چیز مهم و نیز به موضوع با عظمتی یعنی آفرینش انسان در بهترین قوام‌ها سوگند یاد نموده است) [۲۲].
 
در بخش پایانی حدیث شریف کساء، موضوع مهمی که برای آن سوگند یاد شده، نزول رحمت و فرشتگان الهی و رفع هم و غم و برآورده شدن حاجات و سرانجام رستگاری است که تمامشان به وسیلهٔ حدیث کساء و توسل به اهل بیت (ع) به دست می‌آید.
 
امیرالمؤمنین (ع) برای همین موضوع قسم خورده است؛ همان‌طور که هنگام شهادت در مسجد کوفه برای مسئلهٔ مهم شهادت سوگند یاد نمود: «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ»؛ رستگار شدم به پروردگار کعبه.
 
 در اهمیت این موضوع همین بس که امیرالمؤمنین (ع) در این حدیث شریف برای این مسئله دو نوبت سوگند یاد نموده است: «فَقالَ عَلِیٌّ إِذاً وَ اللهِ قُرِنا وَ سُعِدْنا وَ کَذلِکَ شِیعَتُنا فازُوا وَ سُعِدُوا فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ»؛ پس علی گفت: پس به خدا سوگند، ما رستگار و سعادتمند شدیم و شیعیان ما نیز رستگار و سعادتمند شدند در دنیا و آخرت، به پروردگار کعبه [۲۳].
 
۵. از دارو تا اطمینان
حدیث کساء، یک داروی معنوی است که اندوه و اضطراب را از انسان دور می‌کند. این دارو، سه نوع وجود دارد: لفظی، ذهنی و ماهوی. و آداب خواندن آن، به تأثیرگذاری بیشتر آن کمک می‌کند.
 
و این، همان درسی است که بخش ششم حدیث کساء به ما می‌آموزد: حضرت زهرا (س) محور دارویی است که انسان را از اضطراب و اندوه نجات می‌دهد. و هر کس که به این دارو توسل جوید، آرامش حقیقی را می‌یابد.
 

بخش هفتم: حضرت زهرا (س) و رمزهای ناگشوده در حدیث کساء

 پرسش چالشی: چه اسرار و رمزهای ناگشوده‌ای در حدیث کساء وجود دارد که تاکنون کسی از آن‌ها آگاه نشده است؟
۱. اسرار ناشکفته
حدیث شریف کساء که متن آن بر سندیت محکم آن دلالت دارد، دارای اسرار و رمز و رازهای ناشکفته‌ای است که تاکنون کسی از آن‌ها مطلع نگردیده است [۲۴].
 
 برای نمونه: هبوط جبرئیل (ع) به سوی زمین اولاً چگونه و با چه سرعتی بوده و چگونه ورود ایشان تحت کساء تحقق یافته است؟ یا چگونه در بین آن همه فرشتگان مقرب الهی، جبرئیل اذن ورود تحت کساء را گرفت؟
 
یا این که جبرئیل مانند داستان دحیهٔ کلبی به شکل انسان بوده یا نظیر حدیث معراج بوده که جبرئیل از آسمان به زمین آمد و همراه و همگام پیامبر (ص) با براق به معراج و مسجد الاقصی رفت؟ همچنین حضرت زهرا (س) چگونه قبل از نزول جبرئیل از گفت‌وگوی خدا با جبرائیل خبر داشته است؟ یا مراد از «بعض ایام» کدام ایام بوده است؟
 
 یا چرا «قَمَراً مُنیراً» قبل از «شَمْساً مُضِیئَةً» آمده است در صورتی که در قرآن اول شمس آمده و بعد قمر: «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها» [۲۵]؟ همین‌طور، چرا و چگونه ورود تحت الکساء از امام حسن (ع) آغاز گردید؟ یا نحوهٔ جلوس اصحاب کساء تحت الکساء چگونه بوده است؟ و... . همهٔ این رموز و اسرار بیانگر آن است که کلمات حدیث شریف کساء نمی‌تواند از غیر معصوم صادر شده باشد.
 
این اسرار، نشان‌دهندهٔ عمق بی‌پایان حدیث کساء است. حدیثی که ظاهرش ساده و روان است، اما باطنش دریایی از معارف و اسرار است که عقل بشر از درک کامل آن عاجز است. و حضرت زهرا (س) در مرکز این اسرار قرار دارد؛ زیرا او راوی حدیث است و از بسیاری از این اسرار، پیش از نزول جبرئیل آگاه بوده است.
 
۲. تکرار حکیمانه
در مواردی از حدیث کساء گاهی چند جمله به طور کامل تکرار شده که با نگاه سطحی و ظاهری به نظر می‌رسد تکرار باشند، اما اگر با نگاه عمیق به آن‌ها توجه شود، نکات بسیار ظریف و مهمی را در بر دارند [۲۶].
 
 مانند: «فَقالَ الله عَزَّ وَ جَلَّ: یا مَلائِکَتی وَ یا سُکّانَ سَماواتی إِنّی ما خَلَقْتُ...» و «وَ عِزَّتی وَ جَلالی إِنّی ما خَلَقْتُ...». اگر با تأمل بیشتری به این دو فراز بنگریم، می‌یابیم که در فراز نخست، مخاطب خداوند، ملائکه و سکان آسمان‌ها است و گویی به آنان گفته می‌شود که فلسفهٔ آفرینش جهان، محبت خمسهٔ طیبه است: «إِلّا لِمَحَبَّةِ هؤُلاءِ الْخَمْسَةِ»؛ مگر برای محبت این پنج تن؛ در صورتی که در فراز دوم، خداوند متعال برای تأکید و تحکیم بیشتر این موضوع و در مخاطبت با تمام عالمیان، به عزت و جلال خود سوگند یاد نموده: «إِنّی ما خَلَقْتُ...» و آفرینش نظام هستی را فراتر از مسئلهٔ محبت خمسهٔ طیبه، طفیل وجود آنان دانسته است: «إِلّا لِأَجْلِکُمْ وَ مَحَبَّتِکُمْ...»؛ مگر برای شما و محبت شما...
 
بر پایهٔ همین نکتهٔ ظریف آشکار می‌شود که جایگاه باعظمت اهل بیت (ع) نه تنها بر مردم دنیا و اهل زمین، که بر اهل آسمان‌ها و فرشتگان الهی نیز جاری و حاکم است و آسمان، زمین، ماه، خورشید، فلک، دریا، فلک و تمام هستی بر مدار وجود مقدس آنان در حرکت است. در این میان، این انسان است که نباید از قافلهٔ آفرینش جهان هستی عقب بماند و نظم و انضباط و میزان عالم را بر هم زند: «أَلّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزانِ»؛ تا در میزان طغیان نکنید [۲۷].
 
۳. دو سوگند پیامبر (ص)
در تأکید پیامبر (ص) در دو جملهٔ «بَعَثَنی بِالْحَقِّ نَبِیّاً وَ اصْطَفانی بِالرِّسالَةِ نَجِیّاً»؛ مرا به حق به نبوت برانگیخت و به رسالت نجات‌بخش برگزید، یعنی دو سوگند به دو موضوع مهم (بعثت و رسالت)، بیانگر آن است که:
 
 اولاً سوگند پیامبر (ص) برای عموم مردم است نه برای اهل بیت (ع)، تا با ایمان و باور قطعی به تحقق وعده‌های الهی امید داشته باشند؛ زیرا برای اهل بیت (ع) نیازی به قسم نیست و اصحاب کساء «بَعَثَنی» را باور داشتند [۲۸].
 
ثانیاً تکرار این دو جمله در دو نوبت با واژه‌های بعثت، نبوت، اصطفا و رسالت به خاطر اهمیت مُقسم‌علیه است؛ یعنی نزول رحمت و چهار موهبت دیگر.
 
این دو سوگند، نشان‌دهندهٔ اهمیت موضوع حدیث کساء است. پیامبر (ص) با سوگند به بعثت و رسالت خود، بر تحقق وعده‌های الهی تأکید می‌کند و نشان می‌دهد که این وعده‌ها، قطعی و حتمی هستند. و حضرت زهرا (س) در مرکز این وعده‌ها قرار دارد؛ زیرا او محور حدیث کساء و واسطهٔ این فیض است.
 
۴. از رمز تا اطمینان
حدیث کساء، پر از رمز و رازهای ناگشوده است. از هبوط جبرئیل تا آگاهی حضرت زهرا (س) پیش از نزول وحی، از تکرار حکیمانه تا دو سوگند پیامبر (ص)، همهٔ اینها نشان‌دهندهٔ عمق بی‌پایان این حدیث است.
 
این رمزها، به انسان اطمینان می‌دهند که حدیث کساء، یک متن بشری نیست، بلکه یک متن الهی است که از سرچشمهٔ وحی سرچشمه گرفته است. و حضرت زهرا (س) در مرکز این رمزها قرار دارد؛ او نه تنها راوی حدیث، بلکه آگاه به بسیاری از این رمزهاست.
 
۵. از رمز تا معرفت
حدیث کساء، دریایی از رمز و راز است که هر کس به اندازهٔ ظرفیت خود، از آن بهره‌مند می‌شود. و این، همان درسی است که بخش هفتم حدیث کساء به ما می‌آموزد: حضرت زهرا (س) نه تنها راوی حدیث کساء، بلکه آگاه به رمزهای آن است. و هر کس که با این حدیث ارتباط برقرار کند، به اندازهٔ ظرفیت خود، از این رمزها بهره‌مند می‌شود.
 

بخش هشتم: حضرت زهرا (س) و نظم زنجیره‌ای در حدیث کساء

پرسش چالشی: چرا در حدیث کساء، «قمر» بر «شمس» مقدم شده و چه رازی در نظم و ترتیب فرازهای این حدیث نهفته است؟
۱. تقدیم قمر بر شمس
همان‌طور که کلمات و آیات قرآن مجید از آغاز تا پایان به صورت زنجیره‌ای و به ترتیبی خاص با یکدیگر ارتباط دارد، فرازهای گوناگون حدیث شریف کساء نیز همین ویژگی را دارد [۲۹]. به عنوان نمونه، جملهٔ «قَمَراً مُنیراً» بر «شَمْساً مُضِیئَةً» مقدم گردیده، در صورتی که بر حسب ظاهر نخست باید شمس و سپس قمر بیاید، زیرا نور ماه از خورشید است و خورشید مهم‌تر از ماه است؛ حال آنکه در این حدیث شریف چون تکیه و تأکید بیشتر بر اقمار آسمان ولایت (معصومین) بوده است، فراز «قَمَراً مُنیراً» مقدم ذکر شده است.
 
به عبارتی، شاید علت این تقدیم و تأخیر از نظر و نگاه باطنی آن باشد که پیامبر (ص) پس از نزول آیهٔ تطهیر با طرح دقیق واقعهٔ کسائیه و معرفی یک‌به‌یک اصحاب کساء (درست مانند طرح غدیر برای معرفی امیرالمؤمنین علیه‌السلام)، بدین وسیله اصحاب کساء را به مردم دنیا معرفی نمود تا مردم از همین رهگذر به خدا و به پیامبر (ص) نزدیک و هدایت شوند.
 
گویی در حدیث کساء روی کلام و محور اصلی، معرفی اهل بیت (ع) و هدایت مردم به وسیلهٔ جانشینان پیامبر اکرم (ص) است که چونان اقمار در پرتو خورشید نبوت در جهان نورافشانی می‌کنند. بر این اساس انسان‌ها از طریق ماه تابان اهل بیت (ع) به خدا و رسول خدا نزدیک می‌شوند؛ نظیر محتوای کلام پیامبر (ص) که فرمود: «أَنَا مَدینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ بابُها»؛ من شهر علم هستم و علی دروازهٔ آن است. و حضرت زهرا (س) در مرکز این اقمار قرار دارد؛ او یکی از این اقمار است که در پرتو خورشید نبوت می‌درخشد.
 
۲. ادب امام حسین (ع)
هنگامی که امام حسین (ع) برای رفتن در زیر کساء از جد بزرگوار خود اجازهٔ ورود می‌گیرد: «أَتَأْذَنُ لِی أَنْ أَکُونَ مَعَکُما تَحْتَ الْکِساءِ»؛ آیا به من اجازه می‌دهی با شما در زیر کساء باشم؟ [۳۰]. به طور معمول، باید «مَعَکَ» می‌فرمود؛ زیرا از شخص پیامبر (ص) اذن ورود گرفته و باید ضمیر مفرد به کار می‌برد، اما از آن جایی که این خاندان، مظهر ادب و احترام هستند، به احترام برادر خود امام مجتبی (ع) که پیش از ایشان در زیر کساء قرار گرفته بود، ضمیر تثنیه به کار برد و فرمود: «مَعَکُما»؛ با شما دو نفر.
 
همین نوع ادب و احترام را امیرالمؤمنین (ع) دربارهٔ حضرت زهرا (س) به کار می‌برد و با اینکه از شخص پیامبر (ص) اجازه ورود می‌گیرد، اما به احترام دیگران که در زیر کساء هستند، ضمیر جمع به کار می‌برد: «أَتَأْذَنُ لِی أَنْ أَکُونَ مَعَکُمْ تَحْتَ الْکِساءِ»؛ آیا به من اجازه می‌دهی با شما در زیر کساء باشم؟ این ادب، نشان‌دهندهٔ جایگاه حضرت زهرا (س) در این جمع است؛ زیرا همهٔ اصحاب کساء، حتی امام حسین (ع) و امام علی (ع)، برای ورود بر او ادب و احترام را رعایت می‌کنند.
 
۳. مقام تحدیث
تمام کلمات این حدیث شریف از حضرت زهرا (س) است (زیرا در سند آن آمده است: «عن جابر، عن فاطمه...»). از سویی، فاطمه (س) می‌گوید: «قالَ الله عَزَّ وَ جَلَّ یا مَلائِکَتی...»؛ خداوند عزوجل فرمود: ای فرشتگان من... . بر این اساس معلوم می‌شود آن حضرت از گفت‌وگوی خدا با ملائکه خبر داشته که قول خدا را در این حدیث نقل می‌کند [۳۱].
 
اگر گفته شود وحی منحصر به پیامبر اکرم (ص) است و بعد از ایشان دیگر به کسی وحی نخواهد شد، در صورتی که از مضمون حدیث کساء معلوم می‌شود به فاطمه (س) هم وحی شده است، در پاسخ می‌گوییم: اولاً شما دربارهٔ مصحف فاطمه (س) که قطعی و مسلم است چه می‌گویید؟ ثانیاً مقام فاطمه (س)، مقام تحدیث است و او هم محدَّثه است و هم محدِّثه. پس اگر می‌گوید «قالَ الله» اشاره به همان مقام محدَّثه بودن آن حضرت است.
 
مقام فاطمه (س) آن‌قدر بلند و متعالی است که پیامبر (ص) با آن مقام والایی که در جهان هستی دارد و همهٔ موجودات عالم به او متوسل و ملتجی می‌گردند و اول شخص عالم است، به فاطمه (س) روی می‌آورد تا فاطمه (س) برایش دعا کند و با استعاذهٔ وی به مقام ربوبی، ضعف بدنی پیامبر (ص) برطرف گردد.
 
۴. از نظم تا معرفت
نظم زنجیره‌ای حدیث کساء، نه یک نظم تصادفی، بلکه یک نظم حکیمانه است. تقدیم قمر بر شمس، ادب امام حسین (ع) و امام علی (ع) در اجازه گرفتن، و مقام تحدیث حضرت زهرا (س)، همهٔ اینها نشان‌دهندهٔ جایگاه والای حضرت زهرا (س) در این حدیث است.
 
این نظم، به انسان کمک می‌کند تا حدیث کساء را نه به‌عنوان یک روایت پراکنده، بلکه به‌عنوان یک منظومهٔ منسجم و هدفمند بشناسد. و حضرت زهرا (س) در مرکز این منظومه قرار دارد؛ او هم راوی حدیث است، هم محور آن، و هم کسی که همهٔ اصحاب کساء برای ورود بر او ادب و احترام را رعایت می‌کنند.
 
۵. از نظم تا اطمینان
نظم زنجیره‌ای حدیث کساء، نشان‌دهندهٔ آن است که این حدیث، یک متن الهی و حکیمانه است که هر کلمه و هر فراز آن، با دقت و حکمت انتخاب شده است. و این، همان درسی است که بخش هشتم حدیث کساء به ما می‌آموزد: حضرت زهرا (س) نه تنها راوی حدیث کساء، بلکه محور نظم و ترتیب آن است. و هر کس که با این حدیث ارتباط برقرار کند، به اندازهٔ ظرفیت خود، از این نظم و معرفت بهره‌مند می‌شود.
 

بخش نهم: حضرت زهرا (س) و باطن‌های حدیث کساء

پرسش چالشی: آیا حدیث کساء، تنها یک ظاهر دارد یا باطن‌هایی ژرف نیز در آن نهفته است که با نگاه سطحی آشکار نمی‌شود؟
۱. ضعف بدنهٔ اسلام
 ضعف بدن که در حدیث آمده: «إِنِّی أَجِدُ فِی بَدَنِی ضُعْفاً»؛ من در بدنم ضعفی احساس می‌کنم [۳۲]، شاید اشاره به ضعف بدنه و پیکرهٔ اسلام باشد که در اثر صدمات و ضربه‌های فراوان دشمنان اسلام و منافقین ایجاد گردیده بود و پیامبر (ص) برای تبدیل آن ضعف به قوت، احساس نیاز نمود تا دعا کند و به خداوند متوسل گردد. بر همین اساس آن را با فاطمه (س) که «بَقِیَّةُ النُّبُوَّةِ» بود در میان گذاشت تا با دعای فاطمه (س) و اجابت آن از سوی خداوند، اسلام و پیامبر (ص) تقویت گردند.
 
بنابراین منظور از این کلام: «إِنِّی أَجِدُ...» آن است که من یافتم بدنه و پیکرهٔ اسلام در معرض خطر و ضعف و سستی است و تنها راه نجات و محل امن و امنیت، پناهندگی به خدا و مصونیت در پرتو اهل بیت (ع) و اصحاب کساء است. و شاید به همین منظور پیامبر (ص) خانهٔ حضرت زهرا (س) را برای قصهٔ کسائیه برگزید. همچنین شاید بار سنگین مسئولیت و ولایت و تحقق مصادیق آیهٔ تطهیر، پیامبر (ص) را بر آن داشت تا با کمک و دعای فاطمه (س) سنگینی آن بار را تحمل نماید.
 
اشاره به این دو نکته بدین جهت است که همان‌گونه که قرآن ظاهر و باطن و به تعبیر دقیق‌تر باطن‌هایی دارد، کلمات معصومین (ع) جمله حدیث شریف کساء نیز دارای ظاهر و باطن است. و حضرت زهرا (س) در مرکز این باطن قرار دارد؛ زیرا او «بَقِیَّةُ النُّبُوَّةِ» است و پیامبر (ص) ضعف بدنهٔ اسلام را با او در میان می‌گذارد.
 
۲. وجوه قرائت
در حدیث کساء چند کلمه است که با وجوه مختلف قرائت می‌شود [۳۳]. یکی کلمهٔ «کساء» که به کسر کاف صحیح است: «الْکِساءُ بِالْکَسْرِ وَ الْمَدِّ وَاحِدُ الْأَکْسِیَةِ»؛ کساء به کسر کاف و مد، جمع آن اکسیه است. یکی دیگر کلمهٔ «أَشَمُّ» است که به فتح شین صحیح است: «وَ هُوَ بِفَتْحِ الشِّینِ مُضارِعُ شَمِمَ کَعَلِمَ وَ أَصْلُهُ یَشْمَمُ بِقَلْبِ الْفَتْحَةِ إِلَی الشِّینِ وَ أُدْغِمَتْ»؛ و آن به فتح شین، مضارع «شَمِمَ» مانند «عَلِمَ» است و اصل آن «یَشْمَمُ» بوده که فتحه به شین منتقل شده و ادغام گردیده است. دیگری نیز جملهٔ «یُقْرِئُکَ» است که به همین صورت یعنی ضمّ یاء صحیح است و دارای دو مفعول است: یک «کَ» و دیگر «السلام»؛ یعنی «تو را سلام می‌رساند» [۳۴].
 
این وجوه قرائت، نشان‌دهندهٔ دقت و ظرافت حدیث کساء است. هر کلمه، با دقت انتخاب شده و هر قرائت، معنای خاصی را می‌رساند. و حضرت زهرا (س) در مرکز این دقت قرار دارد؛ زیرا او راوی حدیث است و کلمات آن را با دقت نقل کرده است.
 
۳. بلند کردن دست به آسمان
از جملهٔ «وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ الْیُمْنَی إِلَی السَّماءِ»؛ و با دست راست خود به آسمان اشاره کرد [۳۵]، استفاده می‌شود که در هنگام دعا مستحب است دست به طرف آسمان بلند شود؛ شاید به این دلیل که ارزاق و تقدیرات الهی از آسمان نازل می‌شود. البته دست راست افضل است؛ لذا مستحب است انگشتر در دست راست باشد، همچنین مصافحه با دست راست انجام شود یا در قیامت نامهٔ اعمال اهل نجات به دست راستشان داده می‌شود.
 
در تقدم دست راست بر دست چپ نکتهٔ دیگری نیز وجود دارد: «فَرُبَما لِأَنَّ الْیَدَ الْیُسْری حَیْثُ کانَتْ أَقْرَبُ إِلَی الْقَلْبِ لَمْ تَحْتَجْ إِلَی الْحَرَکَةِ وَ الْفَعّالِیَّةِ الَّتی تَحْتاجُ إِلَیْهَا الْیَدُ الْیُمْنی الْبَعیدَةُ عَنِ الْقَلْبِ، حَیْثُ تَحْتاجُ إِلَی التَّحَرُّکِ الْأَکْثَرِ کَیْ تَتَوازَنُ مَعَ الْیُسْری فِی الْقُوَّةِ وَ النَّشاطِ وَ الْحَیَویَّةِ»؛ شاید چون دست چپ به قلب نزدیک‌تر است، نیاز به حرکت و فعالیتی که دست راست دور از قلب نیاز دارد، ندارد؛ زیرا دست راست نیاز به تحرک بیشتری دارد تا با دست چپ در قدرت و نشاط و حیات متوازن شود [۳۶]. و حضرت زهرا (س) در مرکز این اشاره قرار دارد؛ زیرا این اشاره، در خانهٔ او و در حضور او انجام شده است.
 
۴. از باطن تا معرفت
حدیث کساء، ظاهری ساده و روان دارد، اما باطن‌های ژرفی در آن نهفته است. ضعف بدنهٔ اسلام، وجوه قرائت، و بلند کردن دست به آسمان، همهٔ اینها نشان‌دهندهٔ عمق این حدیث است.
 
این باطن‌ها، به انسان کمک می‌کنند تا حدیث کساء را نه به‌عنوان یک روایت سطحی، بلکه به‌عنوان یک متن عمیق و چندلایه بشناسد. و حضرت زهرا (س) در مرکز این باطن‌ها قرار دارد؛ او هم راوی حدیث است، هم «بَقِیَّةُ النُّبُوَّةِ»، و هم کسی که خانه‌اش محل برگزاری این حادثهٔ آسمانی بوده است.
 
۵. از باطن تا اطمینان
باطن‌های حدیث کساء، نشان‌دهندهٔ آن است که این حدیث، یک متن الهی و حکیمانه است که هر کلمه و هر اشارهٔ آن، معنای خاصی دارد. و این، همان درسی است که بخش نهم حدیث کساء به ما می‌آموزد: حضرت زهرا (س) نه تنها راوی حدیث کساء، بلکه محور باطن‌های آن است. و هر کس که با این حدیث ارتباط برقرار کند، به اندازهٔ ظرفیت خود، از این باطن‌ها بهره‌مند می‌شود.
 

بخش دهم: حضرت زهرا (س) و پاسخ به پرسش‌ها در حدیث کساء

پرسش چالشی: چرا دعا و توسل به حضرت زهرا (س) همیشه به ظاهر اثر نمی‌کند و چه رازی در پاسخ‌های آن حضرت به فرزندانش نهفته است؟
۱. تأثیر دعا و توسل
ممکن است انسان به حسب ظاهر تصور کند که دعا و خواندن حدیث و توسل به اصحاب کساء تأثیری در شفای بیمار و هم و غم نداشته و آثاری از آن آشکار نگشته است. در جواب این موضوع باید گفت:
 
 اولاً موارد فراوانی از تأثیر شگفت‌انگیز حدیث شریف کساء دربارهٔ شفای بیماران و امثال آن وجود دارد که قابل اثبات است [۳۷].
ثانیاً این آثار مترتب بر شیعه و محب بودن است که شاید این شرط درست محقق نشده باشد یا آن که گناه بزرگی وجود داشته باشد که مانع استجابت دعا گردد: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتی تَحْبِسُ الدُّعاءَ»؛ خدایا، گناهانی که دعا را حبس می‌کنند بر من ببخش.
 
ثالثاً حدیث کساء و سایر دعاها یک عامل قوی و زمینه‌ساز و مقتضی برای شفای بیماران و رفع حاجات است، ولی علت تامه نیست؛ بلکه به نحو اقتضا است؛ همان‌گونه که بسیار اتفاق می‌افتد دارو در درمان بیماری تأثیری نداشته باشد یا حتی ممکن است دعا تحت قبهٔ امام حسین (ع) نیز مستجاب نگردد.
رابعاً گاهی مسئلهٔ امتحان شدید خداوند در کار است که خداوند با تحمل سختی‌ها و مصائب یا بیماری‌ها اراده کرده تا شخص مغموم و محزون، از گناهان پاک و تصفیه شود یا مقامی بزرگ به وی عطا گردد.
 
خامساً خداوند صلاح و مصلحت انسان‌ها را از خود انسان‌ها بهتر می‌داند؛ بنابراین باید دنبال رضای خدا و صلاح الهی بود: «وَ لا حاجَةً هِیَ لَکَ رِضاً وَ لِی فیها صَلاحٌ إِلّا قَضَیْتَها یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ»؛ و هیچ حاجتی که رضا و خشنودی تو و صلاح من است نباشد جز آن که آن را برآورده گردانی، ای مهربان‌ترین مهربانان [۳۸].
 
 و حضرت زهرا (س) در مرکز این توسل قرار دارد؛ زیرا او واسطهٔ فیض و شفاعت است و هر کس با توسل به او، به خدا نزدیک می‌شود.
 
۲. راز «ولدی»
حضرت زهرا (س) در مقام پاسخ به سلام و عرض ادب امام حسن (ع) با دو عنوان «قُرَّةَ عَیْنی» و «ثَمَرَةَ فُؤادی»؛ نور دیده‌ام و میوهٔ دلم، پاسخ فرمود، اما در پاسخ سلام امام حسین (ع) علاوه بر دو عنوان مذکور کلمهٔ «وَلَدی» را نیز اضافه فرمود [۳۹].
 
 به نظر می‌رسد چون او فرزند کوچک‌تر بود، به طور معمول پدر و مادر محبت و نوازش بیشتری به او می‌نمایند و شاید چون نسل امامان (ع) از امام حسین (ع) استمرار داشته، به همین دلیل «وَلَدی» را اضافه فرموده تا اشاره‌ای باشد به تمام امامان (ع) و شاید نیز اشاره‌ای تلویحی باشد به کربلا و عاشورا؛ زیرا دربارهٔ امام حسن (ع) با وجود همهٔ مظلومیت‌ها و ستم‌هایی که به آن امام غریب روا داشتند، به او نسبت خارجی ندادند، ولی دربارهٔ امام حسین (ع) به آن حضرت تهمت خارجی زدند به طوری که در بین مردم به گونه‌ای تبلیغ شده بود که هر کسی با خلیفهٔ وقت و یزید مخالفت بکند با اسلام و پیامبر (ص) بیگانه است و بر امام وقت خروج کرده؛ لذا امام حسین (ع) با سر بریده قرآن تلاوت کرد تا بدین وسیله رفع اتهام کند و اعلام نماید که ای مردم من فرزند پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) و فاطمهٔ زهرا (س) هستم. بنابراین افزودن کلمهٔ «وَلَدی» شاید تلویحاً به این دو موضوع و به‌ویژه داستان غم‌بار کربلا و عاشورا اشاره داشته باشد.
 
این راز، نشان‌دهندهٔ آگاهی حضرت زهرا (س) از آینده و عمق محبت او به فرزندانش است. او نه تنها مادر امام حسین (ع)، بلکه مادر همهٔ امامان از نسل اوست و با افزودن «وَلَدی»، این حقیقت را به آیندگان منتقل کرده است.
 
۳. لطیفهٔ غم‌بار
در پایان نکته‌ها، لطیفه‌ای غم‌بار در ارتباط با کلمهٔ «إِیتینی بِالْکِساءِ الْیَمانی»؛ کساء یمانی را برایم بیاور، اشاره می‌شود [۴۰]. این کلمه یادآور چند «إِیتینی» دیگر است:
 ۱. «إِیتینی بِقَلَمٍ وَ دَواتٍ»؛ قلم و دواتی برایم بیاور.
۲. «إِیتینی بِثَوْبٍ عَتیقٍ»؛ لباس کهنه‌ای برایم بیاور.
۳. «إِیتینی بِوَلَدِی الصَّغیرِ»؛ فرزند کوچکم را برایم بیاور.
 در این چند مورد تنها به یک مورد توجهی نشد، و آن موردی بود که پیامبر (ص) فرمود: قلم و دوات بیاورید (تا بدین وسیله توصیه به ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام مکتوب گردد) اما ملعونی با بی‌ادبی و توهین گفت: «إِنَّ الرَّجُلَ لَیَهْجُرُ»؛ همانا این مرد هذیان می‌گوید [۴۱].
 
این لطیفهٔ غم‌بار، نشان‌دهندهٔ مظلومیت اهل بیت (ع) است. در حالی که پیامبر (ص) برای نوشتن وصیت دربارهٔ ولایت علی (ع) قلم و دوات خواست، اما با بی‌ادبی و توهین روبه‌رو شد. و این، در حالی است که حضرت زهرا (س) برای کساء یمانی، با احترام و ادب درخواست کرد و پیامبر (ص) نیز با محبت پاسخ داد. تقابل این دو صحنه، عمق مظلومیت اهل بیت (ع) را نشان می‌دهد.
 
۴. از پرسش تا پاسخ
حدیث کساء، پرسش‌ها و پاسخ‌هایی دارد که هر یک، درسی از ادب، محبت و معرفت را به همراه دارد. پرسش حضرت زهرا (س) از پیامبر (ص) با ادب و احترام همراه است و پاسخ پیامبر (ص) با محبت و لطف. و پاسخ حضرت زهرا (س) به فرزندانش، با عناوین محبت‌آمیز و با دقت در تفاوت‌های آنان همراه است.
 
این پرسش و پاسخ‌ها، نشان‌دهندهٔ جایگاه حضرت زهرا (س) در این حدیث است. او هم پرسشگر است، هم پاسخ‌دهنده، و هم محور این گفت‌وگوی خانوادگی. و این، همان درسی است که بخش دهم حدیث کساء به ما می‌آموزد.
 
۵. از پاسخ تا اطمینان
حدیث کساء، پرسش‌ها و پاسخ‌هایی دارد که هر یک، دریچه‌ای به معرفت اهل بیت (ع) است. از تأثیر دعا و توسل تا راز «ولدی» و لطیفهٔ غم‌بار، همهٔ اینها نشان‌دهندهٔ عمق این حدیث است.
 
و این، همان درسی است که بخش دهم حدیث کساء به ما می‌آموزد: حضرت زهرا (س) نه تنها راوی حدیث کساء، بلکه پاسخ‌دهنده به پرسش‌ها و محور گفت‌وگوی آن است. و هر کس که با این حدیث ارتباط برقرار کند، به اندازهٔ ظرفیت خود، از این پاسخ‌ها بهره‌مند می‌شود.
 

نتیجه:

 حدیث کساء، یکی از مشهورترین و معتبرترین روایات دربارهٔ مقام و منزلت حضرت زهرا (س) و اهل بیت پیامبر (ص) است. این نوشتار کوشید معارف اعتقادی، اخلاقی و تربیتی آن را در ده بخش موضوعی تبیین کند و نشان دهد که حدیث کساء، نه یک روایت تاریخی خشک، بلکه گنجینه‌ای زنده از معارف و فضایل است.
 
این نوشتار نشان داد که حدیث کساء، از شکوه ملکوتی اجازه‌گیری جبرئیل آغاز می‌شود و به لطیفهٔ غم‌بار قلم و دوات می‌رسد. نشان داد که حضرت زهرا (س) محور این حدیث است؛ او راوی آن است، در مرکز گفت‌وگوی خانوادگی آن قرار دارد، و نامش با آغاز و پایان حدیث گره خورده است. نشان داد که واژه‌های حدیث (اهل بیت، امّ الائمه، رب الکعبه) هر یک پیام و حکمت خاصی دارند و به جایگاه والای حضرت زهرا (س) اشاره می‌کنند.
 
همچنین نشان داد که حدیث کساء، گسترهٔ رحمتی دارد که همهٔ شیعیان و محبان حضرت زهرا (س) را در بر می‌گیرد. نشان داد که ضعف بدن پیامبر (ص) با دعای حضرت زهرا (س) برطرف شد و این، نشان‌دهندهٔ جایگاه او به‌عنوان واسطهٔ فیض و شفاست. نشان داد که حدیث کساء، دارویی معنوی برای رفع اضطراب و اندوه است و سه نوع وجود (لفظی، ذهنی و ماهوی) دارد.
 
 نشان داد که این حدیث، پر از رمز و رازهای ناگشوده است و نظم زنجیره‌ای آن، حکیمانه است. و در پایان نشان داد که باطن‌های حدیث (ضعف بدنهٔ اسلام، وجوه قرائت، بلند کردن دست به آسمان) و پاسخ‌های حضرت زهرا (س) به فرزندانش، هر یک دریچه‌ای به معرفت اهل بیت (ع) است.
 
نتیجهٔ نهایی آن است که حضرت زهرا (س) در حدیث کساء، نه فقط یک شخصیت تاریخی، بلکه یک الگوی زنده و گنجینه‌ای از معارف است. و این، همان درسی است که حدیث کساء به ما می‌آموزد: حضرت زهرا (س) نه تنها یک زن، بلکه یک الگوی الهی برای همهٔ زنان و مردان باایمان است
 

ارجاعات:

[۱] حدیث کساء، فراز ۱۵.
[۲] حدیث کساء، فراز ۱۵.
[۳] حدیث کساء، فراز ۱۴.
[۴] حدیث کساء، فراز ۱۳.
[۵] سوره هود، آیه ۴۶.
[۶] حدیث کساء، فراز ۱۵.
[۷] حدیث کساء، فراز ۳.
[۸] حدیث کساء، فراز ۱ تا ۱۵.
[۹] حدیث کساء، فراز ۴ و ۱۳.
[۱۰] حدیث کساء، فراز ۱۵.
[۱۱] حدیث کساء، فراز ۱۵.
[۱۲] حدیث کساء، فراز ۱۳.
[۱۳] حدیث کساء، فراز ۱۴.
[۱۴] سوره یس، آیه ۴۱؛ سوره یس، آیه ۴۰؛ سوره شمس، آیه ۱-۲
[۱۵] حدیث کساء، فراز ۲.
[۱۶] سوره صافات، آیه ۸۹.
[۱۷] حدیث کساء، فراز ۱۴.
[۱۸] حدیث کساء، فراز ۴.
[۱۹] حدیث کساء، فراز ۱۵.
[۲۰] حدیث کساء، فراز ۱ تا ۱۵.
[۲۱] حدیث کساء، فراز ۱ تا ۱۵.
[۲۲] سوره تین، آیه ۱-۴.
[۲۳] حدیث کساء، فراز ۱۵.
[۲۴] حدیث کساء، فراز ۱۵.
[۲۵] سوره شمس، آیه ۱-۲.
[۲۶] حدیث کساء، فراز ۱۴.
[۲۷] سوره الرحمن، آیه ۸.
[۲۸] حدیث کساء، فراز ۱۵.
[۲۹] حدیث کساء، فراز ۱۴.
[۳۰] حدیث کساء، فراز ۷.
[۳۱] حدیث کساء، فراز ۱۴.
[۳۲] حدیث کساء، فراز ۲.
[۳۳] حدیث کساء، فراز ۳.
[۳۴] حدیث کساء، فراز ۱۵.
[۳۵] حدیث کساء، فراز ۱۳.
[۳۶] حدیث کساء، فراز ۱۳.
[۳۷] حدیث کساء، فراز ۱۵.
[۳۸] مفاتیح الجنان، تعقیبات نماز عصر.
[۳۹] حدیث کساء، فراز ۵ و ۷.
[۴۰] حدیث کساء، فراز ۳.
[۴۱] صحیح بخاری، جلد ۱، صفحه ۶۵، حدیث ۵۵.
 
نویسنده: قربان منتظمی
منبع: تحریریه راسخون
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.